غرب گرایی :: فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غرب گرایی» ثبت شده است

علامه سید منیرالدین حسینی الهاشمی (ره)، موسس فقید فرهنگستان علوم اسلامی قم:

ما می‌گویم بیاییم فرهنگ‌مان را از اسارت مستکبرین در بیاوریم. مفاهیمی را که آنها ارتکازی کرده و جا انداخته اند، به ذهن ما فرم داده اند که فقط آن مفاهیم را به معنای علم و سواد، به معنای تلاش و کوشش و اقتصاد و قدرت بپذیریم را مورد تجدید نظر قرار دهیم. ما باید ادبیات استقلال را یاد بگیریم. ادبیات ظلم در جهان خیلی فراوان است. ادبیات آزاد شدن از مظالم، این را باید دنبال کنیم.

«هارمونت رُزا»، استاد جامعه‌شناسی دانشگاهِ فردریش شیلرِ ینا، طی مطالعاتش دربارۀ «شتاب اجتماعی» این تناقض را توضیح داده است. در میان کتاب‌هایی که از او به انگلیسی ترجمه شده است، می‌توانیم از بیگانگی و شتاب: به‌سوی نظریه‌ای انتقادی در باب زمان‌مندی در دوران مدرن متأخر و نیز جامعۀ پرسرعت، شتاب اجتماعی، قدرت و مدرنیته اشاره کنیم. کتاب‌های وی را ویلیام.ای. شوئرمن ویراستاری کرده است. در سال ۲۰۱۳، انتشارات دانشگاه کلمبیا کتاب شتاب اجتماعی: نظریه‌ای جدید دربارۀ مدرنیته را از رُزا منتشر کرد. مصاحبه‌ای که در زیر می‌آید نخستین بار به زبان ایتالیایی در روزنامۀ «لااستامپا» منتشر شده است.

 

کلاودیو گاللو: در جوامع غربی همه فکر می‌کنند که زمان تندتر و تندتر جلو می‌رود. جامعه‌شناسیِ زمانِ شما چگونه این احساس را توضیح می‌دهد؟

هارتموت رُزا۱: البته زمان روی تقویم یا ساعت تغییر نمی‌کند و هرگز تندتر یا آهسته‌تر جلو نمی‌رود: هر روز ۲۴ ساعت است و هر سال ۳۶۵ روز دارد. بنابراین، این احساس که زمان تندتر حرکت می‌کند، پدیده‌ای روان‌شناختی است و می‌بایست با استفاده از دلایل روان‌شناختی تبیین شود. با این حال، این پدیده علل اجتماعی نیز دارد. تبیین اجتماعی آن بدین نحو است: احساس ما دربارۀ ضیقِ وقت یا زیادی آن، بستگی دارد به رابطۀ میان زمانی که در دست داریم یا در اختیار داریم و زمانی که نیاز داریم تا لیست کارهای مقررمان را به انجام برسانیم. اکنون مشکل جامعۀ ما این است که این دو امر با هم مطابقت ندارند و این عدم مطابقت روزبه‌روز افزایش می‌یابد. برای اینکه بتوانیم همۀ کارهایی را که باید یا می‌خواهیم انجام دهیم به‌طور مناسبی به پایان برسانیم، به حدوداً ۴۸ ساعت وقت در هر شبانه‌روز نیاز داریم؛ در نتیجه، ما همیشه ضیقِ وقت داریم و احساس می‌کنیم که زمان مثلِ برق‌وباد گذشته است.

ویلیام چیتیک (اندیشمندی که در زمینه عرفان اسلامی تحقیقات فروانی داشته و آثار زیادی هم درباره ابن عربی تالیف کرده) در مقدمه ترجمه فارسی کتاب «ابن عربی میراث دار پیامبران» به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: «من در غرب بزرگ شده ام و از زمانی که دانشجوی سال سوم دانشگاه بودم، فهمیدم که جامعه غرب مانند مرغ بسمل (مرغ سربریده که بدون جهت، به این سو و آنسو می پرد) است. در پیشرفت و توسعه غرب، هیچ جهت مشخص و نهفته ای جز تغییر و نابودی به قصد تغییر و نابودی وجود ندارد … تمدن غرب از دوره نوزایی (رنسانس) مقهور وسوسه تکثیر بوده است. پراکندگی بی پایان و بی ثباتی و ناسازگاری روزافزون. در مقابل زمانی که تمدن اسلامی به اصلش وفادار بوده است، توحید که متضاد با تکثیر است بر آن حکمفرما بوده است. در واقع هنگامی که نخستین بار به ایران رفتم -مدتها پیش از آنکه بتوانم علل بیماری ای که جوامع غربی را فاسد کرده است، درک کنم- از اینکه می دیدم ایرانیان تا چه اندازه ارتباط خودشان را با سرچشمه های معنوی و تاریخی خویش از دست داده اند و می شتابند تا از غرب در همه شکوه مخربش تقلید کنند، بهت زده شدم. این شتاب در سالهای اخیر نیز کند نشده است!»

->