برگردان وازگان قرآنی:جحیم :: فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

وازه قرآنی:جحیم

برگردان پیشنهادی:آتش انبوه وفراگیر

پشتیبان های پژوهش:

1- تغییرجای حروف دربرخی واژگان عربی دارای تقریب ونزدیکی معنایی می باشدکه از جرگه ی آنها واژگان حجیم وجحیم می باشد.

2-نگاه کنیدبه مقاله زیر:ازسیدکمال الدین میرمحمدی

جحیم:از نام هاى دوزخ یا از طبقات آن

جحیم از ماده «ج ـ ح ـ م» به معناى آتش شعله ور، سوزان[1] و متراکم[2] است. این واژه 27 بار در قرآن به کار رفته است که 26 مورد آن درباره دوزخ و یک مورد، (صافّات/ 36، 97) اشاره به آتشى است که نمرود براى مجازات ابراهیم علیه السلام برافروخت.
طبق نظر مشهور، جحیم از نام هاى دوزخ است[3] و ظاهر آیاتى که در آن ها کلمه «جحیم» به کار رفته همین مطلب را تأیید مى کند؛ مانند 12 تکویر/81، 91 شعراء/26 و 18 طور/52. به کار رفتن واژه جحیم در آیات یاد شده در برابر جنت نشان مى دهد که مراد از جحیم، دوزخ است؛ اما براساس برخى روایات جحیم نام طبقه اى از طبقات یا درى از درهاى دوزخ است؛ طبقه اول[4]، چهارم[5]، پنجم[6] یا هفتم.[7]
در روایات مربوط به طبقات دوزخ، در برخى تعبیر به «طبقه» و در برخى دیگر تعبیر به «باب» آمده است. شاید وجه جمع میان آن ها این باشد که مراد از باب همان طبقه و این از قبیل اطلاق نام جزء بر کل است.
در روایتى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده که سوره هاى حوامیم 7 تا و دوزخ هم داراى 7 در است که دَرِ هفتم آن جحیم است. هریک از حوامیم در قیامت بر درى از درهاى دوزخ مى ایستد و مى گوید: خدایا! کسى را که به من ایمان آورده و مرا قرائت کرده است از این در، به دوزخ درنیاور.[8]
طبق نظر برخى مفسران، دوزخ داراى 7 در و درکه است که به ترتیب درکه نخست جایگاه مؤمنان گناهکار است که به اندازه عمر و اعمالشان کیفر مى گردند. درکه دوم، جایگاه یهودیان، درکه سوم جایگاه مسیحیان، درکه چهارم جایگاه صابئان، درکه پنجم جایگاه مجوس، درکه ششم که همان جحیم است جایگاه مشرکان عرب: «واِنَّ الفُجّارَ لَفى جَحیم»(انفطار/82،14) و درکه هفتم جایگاه منافقان است: «اِنَّ المُنـفِقینَ فِى الدَّرکِ الاَسفَلِ مِنَ النّارِ».[9](نساء/4،145)
گفتنى است که قرآن کریم از چند گروه به عنوان گرفتاران عذاب جحیم یاد کرده است که عبارت اند از کافران و تکذیب گران آیات خدا (مائده/ 5،10، 85؛ حدید/57، 19؛ واقعه/ 56، 92 ـ 94؛ مزمّل/ 73، 12)، مشرکان و بت پرستان (توبه/ 9، 113؛ صافّات/ 37، 161 ـ 163)، کسانى که براى نابودى و محو آیات خدا تلاش مى کنند (حجّ/22، 51)، گمراهان (شعراء/26، 91؛ واقعه/ 56، 92 ـ 94)، ظالمان (صافّات/ 37، 22 ـ 23، 63 ـ 64)، منکران معاد و قیامت (صافّات/37، 55؛ مطفّفین/ 83، 11 ـ 16)، گناهکاران (دخان/ 44، 44 ـ 47)، اصحاب شمال (حاقّه/69، 25 ـ 31)، طغیانگران و دنیاطلبان (نازعات/ 79، 37 ـ 39) و فاجران و بدکاران. (انفطار/82، 14)

منابع

التحقیق، المصطفوى، تهران، وزارت ارشاد، 1374 ش؛ تفسیر روح البیان، بروسوى (م. 1137 ق.)، بیروت، دارالفکر؛ تفسیر القمى، القمى (م. 307 ق.)، به کوشش الجزایرى، لبنان، دارالسرور، 1411 ق؛ جامع البیان، الطبرى (م. 310 ق.)، به کوشش صدقى جمیل، بیروت، دارالفکر، 1415 ق؛ الدرالمنثور، السیوطى (م. 911 ق.)، بیروت، دارالفکر، 1414 ق؛ کشف الاسرار، میبدى (م. 520 ق.)، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، 1361 ش؛ لسان العرب، ابن منظور (م. 711 ق.)، به کوشش على شیرى، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1408 ق؛ مجمع البحرین، الطریحى (م. 1085 ق.)، به کوشش احمد الحسینى، تهران، فرهنگ اسلامى، 1408 ق؛ مجمع البیان، الطبرسى (م. 548 ق.)، بیروت، دارالمعرفة، 1406 ق؛ مستدرک الوسائل، النورى (م. 1320 ق.)، بیروت، آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1408 ق؛ مفردات، الراغب (م. 425 ق.)، به کوشش صفوان داودى، دمشق، دارالقلم، 1412 ق؛ نثر طوبى، الشعرانى (م. 1393 ق.)، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1398 ق.
سید کمال الدین میر محمدى



[1]. مجمع البحرین، ج 1، ص 347؛ مفردات، ص 187؛ نثر طوبى، ج 1، ص 125، «جحم».
[2]. جامع البیان، ج 23، ص 89.
[3]. مجمع البیان، ج 10، ص 573؛ روح البیان، ج 10، ص 330؛ التحقیق، ج 2، ص 57؛ لسان العرب، ج 2، ص 189، «جحم».
[4]. تفسیر قمى، ج 1، ص 406.
[5]. مجمع البیان، ج 6، ص 519
[6]. مجمع البیان، ج 6، ص 519
[7]. الدرالمنثور، ج 5، ص 81؛ مستدرک الوسائل، ج 4، ص 218.
[8]. الدر المنثور، ج 5، ص 81.
[9]. مجمع البیان، ج 6، ص 520؛ کشف الاسرار، ج 5، ص 317 - 318.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال مطلب-نظر-سئوال

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
->