استخاره باقران کریم :: فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

کلینى (رحمه اللّه ) از حضرت صادق (علیه السلام ) روایت کرده است که تفال مکن به قرآن .
مشایخ ما (رحمة اللّه علیهم ) این حدیث را تاویل مى کردند که مراد نهى از فال گشودن از قرآن است که احوال آینده را از آیات مناسبه استنباط کنند، چنانچه بعضى از جهّال این را وسیله روزى خود کرده به این نحو مردم را فریب مى دهند.
و به خاطر قاصر فقیر مى رسد که ممکن است که مراد نهى از تفال و تطیرى باشد که اکثر خلق از دیدن و شنیدن بعضى امور مى کنند، و بعضى را بر خود مبارک و بعضى را شوم مى گیرند، مانند صداى کلاغ و جغد و دیدن بعضى از حیوانات و غیر آن در افتتاح سفر و احوال دیگر. یعنى از شنیدن بعضى از آیات کریمه فال نیک و فال بد مى گیرند، و شاید یک حکمتش این باشد که باعث کم اعتقادى مردم به قرآن کریم نگردد اگر موافق نیفتد.
و استخاره به قرآن مجید به چندین طریق معروف است و در بعضى از کتب مذکور است :

اول آن که بعد از طلب خیر از جناب مقدس ربانى مصحف را بگشاید و آیه اول صفحه دست راست را ملاحظه نماید، اگر آیه رحمتى یا امر به خیرى باشد خوب است ، و اگر آیه غضبى یا نهى از شرّى یا عقوبتى باشد بد است ، و اگر ذوجهتین باشد یا مشتبه باشد میانه است .
چنانچه شیخ طوسى در تهذیب و صاحب کتاب (90)الغایات و سید بن طاووس (رضى اللّه عنهم ) به سند معتبر روایت کرده اند که یسع بن عبداللّه قمى به حضرت صادق (علیه السلام ) عرض کرد که من اراده مى کنم کارى را و طلب خیر از حق تعالى مى کنم و رایم بر یک طرف قرار نمى گیرد، حضرت فرمود: که نظر کن در هنگامى که به نماز برمى خیزى ، زیرا که دورترین احوال شیطان از آدمى حالتى است که به نماز مى ایستد، پس ببین که چه چیز در دلت مى افتد و اخذ کن به آن ، و بگشا مصحف را پس نظر کن به سوى اول چیزى که مى بینى در مصحف ، پس به آن عمل کن انشااللّه .
مؤ لف گوید: که ظاهر آن است که مراد آن باشد که یا بگشا، و آن حضرت دو طریق بجهت استخاره و تشخیص خیر بیان فرموده باشد، و همچنین مراد از اول چیزى که مى بینى اول صفحه باشد، زیرا که غالب آن است که اول نظر بر آن مى افتد.
و مؤ ید این معنى است آنچه روایت کرده است ابن ادریس (رحمه اللّه ) در کتاب سرائر از شخصى از اصحاب که گفت : در خدمت حضرت امام زین العابدین (صلوات اللّه علیه ) بودم و عادت آن حضرت این بود که چون نماز صبح مى کرد با کسى سخن نمى گفت تا آفتاب طلوع مى کرد، و روزى که زید فرزند آن حضرت متولد شد بعد از نماز صبح آن حضرت را بشارت به ولادت او دادند، پس رو به اصحاب خود کرد و گفت : چه نام کنم این فرزند را؟ هر یک از حاضران نامى گفتند.
حضرت مصحف طلبید و در دامن خود گذاشت و گشود در اول صفحه این آیه بود ...و فضّل اللّه المجاهدین على القاعدین اجرا عظیما.
پس مصحف را بر هم گذاشت و بار دیگر گشود این آیه در اول صفحه بود انّ اللّه اشترى من المؤ منین انفسهم و اموالهم بانّ لهم الجنة یقاتلون فى سبیل اللّه فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فى التّوراة و الانجیل و القرآن و من اوفى بعهده من اللّه فاستبشروا ببیعکم الذى بایعتم به و ذلک هو الفوز العظیم .(92) پس حضرت دوبار فرمود: که واللّه زید است و او را زید نام کرد.
مؤ لف گوید: که چون حضرت سجاد (علیه السلام ) مى دانستند که یکى از فرزندان او که مسمّى به زید خواهد بود در جهاد مخالفان شهید خواهد شد و در این دو آیه که در استخاره ظاهر شد اشاره به شهادت او بود به این سبب دانستند که این همان فرزند است ، پس او را به زید مسمى گردانیدند،و دلالت مى کند بر استخاره به این نحو که مذکور شد، بلکه ایمائى به جواز تفال به قرآن نیز دارد.
و ایضا سید (رحمة اللّه علیه ) در فتح الابواب گفته است که خطیب مستغفرى در دعوات خود ذکر کرده است که هرگاه خواهى تفال نمائى به کتاب خدا، پس سه مرتبه سوره قل هو اللّه احد را بخوان و سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرست ، پس بگو اللّهمّ تفالت بکتابک و توکّلت علیک فارنى من کتابک ما هو المکتوم من سرک المکنون فى غیبک پس مصحف مجید را بگشا و عمل کن به آنچه در سطر اول صفحه دست راست ظاهر مى شود بى آن که اوراق و سطور را بشمارى ، و این را از حضرت رسول (صلى اللّه علیه و آله ) روایت کرده است (94).
مؤ لف گوید: که این حدیث اگرچه از طرق عامه روایت شده است اما مؤ ید استخاره صفحه اول مى تواند شد.
طریق دوم استخاره قرآن مجید: آن است که به صفحه اولى عمل نکنند و آن چند قسم است :
اول آن است که فقیر دیدم به خط شیخ جلیل شیخ شمس الدین محمد صاحب الکرامات و المقامات جدّ شیخ الاسلام و المسلمین شیخ بها الدین محمد (قدس اللّه روحهما)، که از خط شیخ سعید شهید، محمد بن مکى (رفع اللّه درجته ) نقل کرده که او به سند معتبر از مفضل بن عمر روایت کرده است که گفت : با جمعى از اصحاب در خدمت حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام ) نشسته بودیم ، پس یکى از ایشان به خدمت آن حضرت عرض کرد که گاه هست اراده کارى و قصد حاجتى مى کنیم ، پس ‍ مصحف مجید را بر مى داریم و حاجت خود را به خاطر مى آوریم و قرآن را مى گشائیم و بعد از آن به ورق اول نظر مى کنیم و به آن استدلال بر نیک و بد حاجت خود مى کنیم .
حضرت فرمود: که مى دانید به چه نحو باید کرد؟ واللّه که نمى دانید، گفتم فداى تو شوم چگونه باید کرد؟ فرمود: که هرگاه یکى از شما را حاجتى باشد و قصد آن داشته باشد نماز جعفر را به جا آورد و دعایش را بخواند، و چون فارغ شود مصحف را بردارد و نیت کند فرج آل محمد را که ظهور حضرت صاحب الامر (علیه السلام ) در این نزدیکى خواهد شد و بگوید : اللّهمّ ان کان فى قضائک و قدرک ان تفرج عن ولیّک و حجّتک فى خلقک فى عامنا هذا اوفى شهرنا هذا فاخرج لنا آیة من کتابک نستدلّ بها على ذلک 
پس مصحف را بگشاید و هفت ورق بگرداند، و از پشت ورق هفتم ده سطر بشمارد و نظر کند به سطر یازدهم که در آنجا امرى بر او ظاهر خواهد شد در آن مطلبى که براى آن گشوده ، پس مصحف را برهم مى گذارد و بار دیگر براى حاجت خود قصد مى کند و مصحف مجید را مى گشاید و به همان نحو که مذکور شد عمل مى کند تا حاجت او ظاهر شود.
و سید بن طاووس (قدس سره ) نیز همین عمل را مرسل نقل کرده و گفته است که در کتب اصحاب ما دیده ایم ، و این احتمال استخاره و فال هر دو دارد.
دوم : استخاره جلاله مشهور است که قرآن را بگشاید و در صفحه دست راست نظر کند و عدد لفظ اللّه هر چه باشد بشمارد و بعدد آن از طرف چپ ورق بشمارد، و بعد از آن به همان عدد از صفحه دست چپ سطر بشمارد و آنچه از سطر آخر ظاهر شود عمل کند، و اگر در مرتبه اول استخاره لفظ جلاله در صفحه اول نباشد بار دیگر نیت کند و بگشاید تا جلاله ظاهر شود.
و این طریق را اگرچه از سید بن طاووس نقل مى کنند، اما در کتاب او نیست و در غیر آن از کتب معتبره فقه و دعا به نظر فقیر نرسیده .
و لیکن به خط یکى از فضلاى بحرین دیدم که نوشته بود که دیدم در یکى از تالیفات علماى امامیه (رضوان اللّه علیهم ) که مرسلا از حضرت صادق (علیه السلام ) روایت کرده بود که آن حضرت فرمود: که هرگاه بر احدى از شما کار تنگ شود مصحف را بدست گیرد و عزم کند بر عمل کردن به آنچه ظاهر شود بر او از جانب حق تعالى .
پس سوره حمد و سوره قل هو اللّه احد و آیة الکرسى و آیه  و عنده مفاتح الغیب لایعلمها الاّ هو و یعلم ما فى البرّ و البحر و ما تسقط من ورقة الاّ یعلمها و لاحبّة فى ظلمات الارض و لارطب و لا یابس الاّ فى کتاب مبین و سوره انا انزلناه ، و سوره قل یا ایها الکافرون ، و سوره قل اعوذ بربّ الفلق ، و سوره قل اعوذ برب الناس ، هر یک از اینها را سه مرتبه بخواند، پس متوجه شود به قرآن مجید و بگوید:
اللّهمّ انّى اتوجّه الیک بالقرآن العظیم من فاتحته الى خاتمته ، و فیه اسمک الاکبر و کلماتک الثامّات ، یا سامع کلّ صوت ، و یا جامع کلّ فوت ، و یا بارى  النّفوس بعد الموت ، یا من لاتغشاه الظّلمات ، و لاتشتبه علیه الاصوات ، اسالک ان تخیرلى بما اشکل علىّ به ، فانّک عالم بکلّ معلوم غیر معلّم ، بحقّ محمد و علىّ و فاطمة و الحسن و الحسین و علىّ بن الحسین و محمد الباقر و جعفر الصّادق و موسى الکاظم و علىّ الرضا و محمد الجواد و علىّ الهادى و الحسن العسکرىّ و الخلف الحجّة من آل محمد علیه و علیهم السّلام .
پس مصحف را بگشاید و جلالات صفحه راست را بشمارد و به عدد آن اوراق از جانب چپ بشمارد، پس بعد از آن از صفحه دست چپ به همان عدد سطر بشمارد، پس به سطر آخر نظر کند که آن به منزله وحى است در مطلبى که دارد انشا اللّه تعالى .
و به خط بعضى از فضلا همین استخاره به این طریق به نظر رسیده ، که آیة الکرسى تا هم فیها خالدون و آیة و عنده مفاتح الغیب تا کتاب مبین بخواند، و ده مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، پس این دعا بخواند:
اللّهمّ انّى توکّلت علیک و تفالت بکتابک ، فارنى ما هو المکنون فى سرّک النحزون فى علم غیبک ، برحمتک یا ارحم الراحمین . اللّهمّ ارنى الحقّ حقّا حتى اتّبعه ، و ارنى الباطل باطلا حتّى اجتنبه بعد از آن مصحف را مى گشاید و به همان نحو که مذکور شد عمل مى کند.
و در تالیف بعضى از فضلا به همین نحو نقل کرده است ، اما در دعا چنین است :
المحزون فى غیبک یا ذاالجلال و الاکرام ، اللّهمّ انت الحقّ و منزل الحق بمحمد صلّى اللّه علیه و آله ، اللّهمّ ارنى الحقّ حقّا حتى اتبعه ، و ارنى الباطل باطلا حتى اجتنبه یا ارحم الرّاحمین .
سوم : آن است که سید (رضى اللّه عنه ) در فتح الابواب ذکر کرده است که از بدر بن یعقوب اعجمى (رضوان اللّه علیه ) در روضه حضرات کاظمین (صلوات اللّه علیهما) شنیدم که گفت مصحف را برمى دارى و مى گوئى : اللّهمّ ان کان فى قضائک و قدرک ان تمنّ على امّة نبیّک بظهور ولیّک و ابن بنت نبیّک ، فعجّل ذلک و سهّله و یسره و کمّله ، و اخرج لى آیة استدلّ بها على امر فاتمر او نهى فانتهى فى عافیة و اگر تواند حاجت خود را بگوید، پس هفت ورق بگرداند، پس از روى دوم ورق هفتم هفت سطر بشمارد، و در سطر هفتم تفال کند براى مطلب خود.
چهارم : آن است که باز سید (رحمه اللّه ) از شیخ بدر مذکور روایت کرده است که بعد از خواندن دعائى که مذکور شد مصحف را بگشاید و هفت ورق بگرداند و از صفحه دوم ورق هفتم و صفحه اول ورق هشتم عدد جلاله آنچه باشد بشمارد، و بعدد جلاله هاى هر دو صفحه باز ورق بگرداند، پس از صفحه دوم ورق آخر سطر به عدد جلاله بشمارد و در سطر آخر آنچه بر او ظاهر شود عمل کند.
پنجم : باز سید (رضى اللّه عنه ) از شیخ بدر مذکور (رحمه اللّه ) روایت کرده است که دعاى سابق را بخواند و مصحف شریف را بگشاید و هشت ورق بعد از آن بشمارد، و از صفحه اول ورق هشتم ده سطر بشمارد، و به سطر یازدهم تفال کند.
مؤ لف گوید: که اقسام طریق دوم استخاره مصحف ، هیچ یک مستند معقولى ندارد، خصوصا سه قسم آخر که هیچ یک را به معصومین (علیهم السلام ) نسبت نداده اند. و چون در بعضى از این استخارات وارد شده است که بعد از نماز حضرت جعفر (علیه السلام ) به عمل آورند مناسب است که مختصرى از کیفیت آن مذکور شود.
بدان که مشهورترین طرقش آن است که چهار رکعت بکند بدو سلام ، و در رکعت اول بعد از فاتحه سوره اذا زلزلت ، و در دوم سوره عادیات ، و در سوم اذا جا نصراللّه ، و در چهارم قل هواللّه احد بخواند، و در هر رکعت بعد از فراغ از قرآت پانزده مرتبه بگوید سبحان اللّه و الحمدللّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اکبر پس در رکوع و سر برداشتن از آن و در سجود اول و بعد از سربرداشتن و در سجده دوم و بعد از سربرداشتن در هر یک ده مرتبه این تسبیحات را بخواند.
و اگر در سجده آخر بعد از تسبیحات این دعا را بخواند بهتر است : سبحان من لبس العزّ و الوقار، سبحان من تعطّف بالمجد و تکرّم به ، سبحان من لاینبغى التّسبیح الاّ له ، سبحان من احصى کلّ شى  علمه ، سبحان ذى المنّ و النّعم ، سبحان ذى القدرة و الکرم ، سبحان ذى العزّة و الفضل ، سبحان ذى القوة و الطّول ، اللّهمّ انّى اسالک بمعاقد العزّ من عرشک ، و منتهى الرّحمة من کتابک ، و اسمک الاعظم الاعلى و کلماتک التّامّة الّتى تمّت صدقا و عدلا ان تصلّى على محمد و آل محمّد پس حاجت خود را بطلبد، و اگر نتواند بگوید و ان تقضى لى حاجتى 
و بعد از سلام بگوید یا ربّ یا ربّ بقدر آن که یک نفس وفا کند، و باز یا ربّاه یا ربّاه همانقدر، و باز یا ربّ یا ربّ همانقدر، و باز یا اللّه یا اللّه به همانقدر، و باز یا رحیم یا رحیم به همانقدر، پس هفت مرتبه یا رحمن یا رحمن پس هفت مرتبه یا ارحم الراحمین پس ‍ بگوید:
اللّهمّ انّى افتح القول بحمدک ، و انطق بالثّنا علیک ، و امجّدک و لاغایة لمجدک [لمدحک خ ل ] و اثنى علیک ، و من یبلغ غایة ثنائک و امد مجدک ، و انّى لخلیقتک کنه معرفة مجدک ، و اىّ زمن لم تکن ممدوحا بفضلک ، موصوفا بمجدک ، عوّدا على المذنبین بحلمک ، تخلّف سکّان ارضک عن طاعتک ، فکنت علیهم عطوفا بجودک ، جوادا بفضلک ، عوّدادا بکرمک ، یا لا اله الاّ انت المنّان ذو الجلال و الاکرام . و اگر آن سوره ها را نداند هر سوره که بخواند خوب است ، و این دعاها نیز شرط نماز نیستند بلکه از مکملات نمازند، و سایر آداب و ادعیه را در ربیع الاسابیع  ذکر کرده ایم .
و چون راوى آن استخاره و این دعا هر دو مفضل بن عمر است دور نیست که دعائى که در حدیث استخاره وارد شده است اشاره به این دعا باشد، لهذا این دعا را در اینجا اختیار کردیم 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال مطلب-نظر-سئوال

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
->